من عاشق امروزم،همین لحظه و نمی گذارم فردا نگرانم کند

آیا احساس افسردگی می کنید؟

تاریخ: 1396/05/23 11:01

آیا در این احساس ناخوشایند قفل شده اید؟ نگران مسائل مختلف هستید؟ از شغل خود احساس رضایت نمی کنید؟



آیا احساس افسردگی می کنید؟

مترجم:خانم شایلی راحمی-مدرس دوره ی تکنسین کانون NLP

آیا در این احساس ناخوشایند قفل شده اید؟

نگران مسائل مختلف هستید؟

از شغل خود احساس رضایت نمی کنید؟

هیچ چیزی باب میل شما پیش نمی رود؟

چه مرد باشید و چه زن مهم نیست.انسانهای زیادی مانند شما فکر می کنند وکسی که از این شرایط به ستوه آمده باشد به دنبال راه حل می گردد وآن را پیدا می کند ودرنهایت افسردگی خود را پشت سر می گذارد.

زمانیکه ما احساس افسردگی می کنیم جمله ی من افسرده هستم را بکار میبریم.من هستم .

آیا این جمله درست است؟
آیا شما واقعا به درستی افسرده هستید؟بیایید با هم به این قضیه نگاه کنیم.

افسردگی چیست؟

درحال حاضرچه احساسی دارید؟چه اتفاقی افتاده است؟

آیا شما احساس تنهایی می کنید؟قفسه سینه ی شما درد می کند؟
احساس بی ارزشی می کنید؟انگیزه ای ندارید؟

آیا این مسائل را احساس می کنید یا آنها را دارید

شما مجموعه ای از این حالتها را تجربه می کنید.اگر کسی سرطان بگیرد به این معنا نیست که او سرطان است.نمی گوید من سرطان هستم.

بلکه او سرطان دارد.دقیقا مانند افسردگی

شما گاهی احساس افسردگی می کنید و حالتهای افسردگی را دارید.

ولحظه هایی هم هست که شما خوب هستید و لذت می برید.

درنظر داشته باشید که شما همیشه فقط خود شما هستید و حالات افسردگی می آید و می رودوماندنی نیست

چیزی که باقی می ماند خود شما هستید.

درحقیقت شما افسرده نیستید.حالتهای افسردگی را دارید واحساسات ناخوشایندی را تجربه می کنید.

زمانیکه می گویید من افسرده هستم این باور پیش می آید که چون افسرده هستید کاری نمی شود کردودنبال راهکار نمی گردید.

ولی زمانیکه بگویید من احساس افسردگی میکنم این حالات  فقط احساساتی است که می آید و می رود پس به دنبال راه حل می گردید تا آن را برطرف کنید.

مسئله ی بعدی این ایده ای است که درذهن شما شکل گرفته ایده ای که باور دارید(افسردگی یعنی چیزی که شما هستید.)

من مشکل دارم چون افسرده هستم،من ضعیف هستم چون افسرده هستم،انرژی ندارم و...چون افسرده هستم.

اگر شما درخیابانی راه می روید وسنگی به سمت شما پرتاب می شود وبه کمرتان می خورد قاعدتا کمر شما درد می گیرد.برمیگردید تا ببینید دلیلش چیست؟آیا خودتان را برای آن درد مقصر می دانید؟آیا خودتان را دائمابرای اینکه سنگی به کمرتان خورده سرزنش می کنید؟آیا این درد  تعریفی از شما ارائه می دهد؟

معلومه که نه .آن درد فقط حس دردی است که در بدن خود احساس

می کنید.

زمانیکه می گویید من افسرده هستم این باور پیش می آید که چون افسرده هستید کاری نمی شود کردودنبال راهکار نمی گردید.

ولی زمانیکه بگویید من احساس افسردگی میکنم این حالات  فقط احساساتی است که می آید و می رود پس به دنبال راه حل می گردید تا آن را برطرف کنید.

اگر شما درخیابانی راه می روید وسنگی به سمت شما پرتاب می شود وبه کمرتان می خورد قاعدتا کمر شما درد می گیرد.برمیگردید تا ببینید دلیلش چیست؟آیا خودتان را برای آن درد مقصر می دانید؟آیا خودتان را دائمابرای اینکه سنگی به کمرتان خورده سرزنش می کنید؟آیا این درد  تعریفی از شما ارائه می دهد؟

معلومه که نه .آن درد فقط حس دردی است که در بدن خود احساس

می کنید.همین که شما قبول دارید این کمردرد من نیستم و من کنترلی روی آن ندارم اما می توانم آن را درمان کنم نصف راه را آمده اید.

افسردگی باعث خجالت،ضعف و شرمندگی شما نیست و این باور را که به خاطر افسردگی تمام القاب بد را به خود می دهید وخود را سرزنش

می کنید را کنار بگذارید.

چه چیزی باعث افسردگی می شود؟

فکر همین و بس

شما زمانیکه فکر نمی کنید و حواستان را به کار دیگری گرم می کنید احساس افسردگی هم محو می شود .دوباره تا به فکر فرو می روید همان حالتهای ناخوشایند برمی گردند.

حتی موقعیتی که شما در آن قر ار دارید هم می تواند باعث افسردگی شود.

قیافه ای که به خود گرفته اید

حالت دستها ،شانه ها ،پاها و ابروهاو...

شانه های شما افتاده ،اخم کرده اید،چهره  بی تفاوت وناراضی

همان لحظه که این موقعیت را به خود گرفته اید سریع تغییر دهید.

شانه را صاف کنید،لبخند بزنید و حتی قدمی راه بروید تا حالت قبلی برطرف شود.

اگر هم توانایی تغییر موقعیت را ندارید،برای امتحان هم که شد آن را بازی کنید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد.

زمانیکه افکار مختلف به ذهن شما هجوم می آورد و باعث افسردگی

 می شود ببینید مشکل چه چیزی است؟

چه چیزی در حال حاضر در زندگی شما اشتباه است؟

آیا خطرناک است؟تنش آمیز است؟

هربار شما بارها و بارها فکرهای منفی خود را مرور می کنید آنها را تبدیل به فاجعه در ذهنتان می کنید و آن زمان است که افسردگی آغاز می شود.

کنترل این افکار در دست شماست.اما شروع افکار و انتخاب آن دست شما نیست.

به عنوان مثال بطور ناگهانی دلشوره می گیرید و دلیل آن را نمیدانید و کم کم افکارمنفی یکی یکی پدیدار می شود.

اگر انتخاب این افکار به دست شما بود قاعدتا افکار منفی را انتخاب
نمی کردید چون شما هم مانند تمامی انسانها به دنبال شادی و آرامش هستید.

باز هم تکرار می کنیم:

شروع این افکار دست شما نیست اما کنترل آن کاملا دست شماست.