شکست وجود ندارد،همه چیز تجربه است

چگونه شبها براحتی بخوابیم

تاریخ: 1396/09/20 11:32

چگونه شبها براحتی بخوابیم



چگونه شبها به سرعت و راحت خوابمان ببرد؟

ما در اینجا هسته ی اصلی بی خوابی  را بررسی می کنیم.
خیلی از ما سعی می کنیم تا در طول روز خود را خسته کنیم  یا شب قبل خواب شیر بنوشیم،چای بدون کافئین بخوریم و دوش بگیریم،فیلم ببینیم ویا موسیقی ملایم گوش کنیم و... و هر راه دیگری که خوابمان ببرد.

اما اگر همه ی اینها را امتحان کرده اید و هنوز هم خوابتان نبرده است  شاید به این دلیل است که ریشه ی اصلی بی خوابی خود را کشف نکرده اید؟

دو تفکر اصلی در ذهن ما وجود دارد  که از خوابیدن راحت ما جلوگیری
 می کند.

اصلیترین موضوع مشغله ی فکری است.انگار که ذهن هنگام شب در حال پرواز کردن است.


انواع تفکرات،توهمات و اتفاقت در طول روز ،دغدغه های فردا  دقیقا زمانی که چشم ما بسته می شود  تا بخوابیم این افکار از دور و نزدیک هجوم
 می آورند.خیلی ها قبل از خواب ریلکسیشن می کنند و بدن خود را از آن حالت سفت و سخت رها می کنند ،درحالیکه کاری که باید بکنیم این است که ذهن را آزاد سازیم.

دلیل مهم دیگر این است که دایم فکر می کنیم

چرا من نمی خوابم و چرا خوابم نمی برد؟

شبها ما داستان می سازیم ،اگر می خواهیم بخوابیم باید داستان را کامل بسازیم.از هر تکه ای از افکار داستانی رها شده نگذاریم،بلکه داستان را تمام کنیم و بعد فکر بعدی

به خودمان اجازه دهیم تا یک فکر هجوم آور به ذهنمان خطور کرد با آغوش باز از آن استقبال کنیم وداستانش را بسازیم وبه جای فرار کردن و نیمه کاره رها کردن داستان ،آن را کامل کنیم.

جالب اینجاست که ما هرکاری می کنیم تا تنها نشویم تا مبادا فکر کنیم.هر قدر ما از افکار خودمان فرار کنیم بیشتر و بیشتر به دنبال ما می آیند.

نیم ساعت در روز را به فکر کردن اختصاص دهید. و با تمام محتوای ذهنی خود روبرو شوید تا آنها شبها شما را مورد حمله قرار ندهند.

اگر ذهن شما خیلی مشغول است تا حدی که خوابتان نمی برد راه دیگری هم وجود دارد

افکارتان را بنویسید.

داستان ذهنی خود را بنویسید .هرپیامی که شما را از خوابیدن باز می دارد مثلا همایش فردا چه می شود؟نمی دانم چرا امشب او زنگ نزد؟خانه را باید امسال عوض کنیم

هرآنچه می آید را بنویسید.

وحالا یکی یکی شروع می کنیم به داستان ساختن در مورد هر کدام از نوشته ها

می توانیم نقش یک نویسنده ای را ایفا کنیم که قرار است یا داستانش به فیلمی تبدیل شود ووقتی بر روی یک موضوع تمرکز کنیم کم کم خواب به سراغ ما می آید.

در مورد دومین دلیل که گفتیم و هر ثانیه بیشتر می شود این است که
من چرا خوابم نمی برد و همین خودش نگرانی ایجاد می کند

دائم فکر می کنم دیر شد ،صبح زود باید بلند شوم،کم می خوابم،عصبی
 می شوم و...
افکاری از این قبیل که لحظه به لحظه اوج می گیرند.با این تفکر استرس بیشتری می گیرید و سعی می کنید بخوابید تا فردا سرحال باشید اما این اتفاق نمی افتد.

شما باید بدانید حتی 5 ساعت خواب کافی هم برای شما مفید است  تا 8 ساعت خوابی که دایما بپرید .

نگران خواب کم نباشیدودایم موقع بی خوابی  به این موضوع فکر کنید که شما می دانید که خواب کم ولی مفید هم برای شما موثر است.

به خود دقت کنید چه چیزی را بیشتر از هر چیزی در زندگی
 می خواهید؟(آرامش و خوشحال بودن)این پاسخ صحیح است.

حالا اگر کسی می گوید( موفقیت ):بگویید از کجا می دانید اگر بیشتر بخوابید حتما موفقیت بدست می آورید؟

ممکن است روز بعد هم خسته باشید اما همچنان به کارت ادامه دهی و
 می دانی موفق خواهی شد.

حتی ممکن است 4 ساعت خواب دیشب خیلی مفیدتر از 8 ساعت خواب هر شب باشد و روز کاری بعد را خیلی موفق تر ادامه دهید.

گاهی اوقات هم شاید کم خوابی شب پیش مفید نباشید و فعالیت کاری ما را کاهش دهد و روز بعدش نیز همینطور چند روز پشت سر هم
اما تا آخر که ادامه ندارد و ما بالاخره از خستگی خوابمان می برد و هنگامیکه بلند می شویم سر حال تر و خلاق تر از هر زمان دیگرباشیم.

نتیجه می گیریم که شما از دریچه ی دیگری به این بی خوابی نگاه کنید:
1- با افکاری که هجوم می آورند روبرو شوید.داستانی بسازید و نتیجه داستان را مشخص کنید.

2-بلند شوید و افکارتان را یادداشت کنید

3- بدانید کم خوابی یا خواب بیشتر تضمینی برای بهتر بودن نیست.

این دو سوال را نیز پاسخ دهید:

آیا خواب زیاد دلیل بر خوشحالی و آرامش است؟

آیا خواب کم دلیل عدم موفقیت است؟

امشب اینها را امتحان کنید و بگویید برایم مهم نیست کم می خوابم یا زیاد
مراقب خودتان باشید و بدانید افکار شما اوضاع و احوالتان را می سازند.