برای رسیدن به روشنایی ، باید از تاریکی عبور کرد.

توقع

تاریخ: 1397/01/28 12:25

گاهی اوقات تمام فکر و ذکر ما را توقعات پر می کنند.توقعاتی که تنها خاصیتشان اضطراب و کدورت و ناراحتی است.توقع یعنی انتظار کاری یا امری را از کسی داشتن ما زمانی توقعی از کسی داریم که بدانیم او قادر به انجام آن کار است.مثلا ما از عقاب توقع شنا کردن نداریم بلکه می خواهیم پرواز کند.



توقع

گاهی اوقات تمام فکر و ذکر ما را توقعات پر می کنند.توقعاتی که تنها خاصیتشان اضطراب و کدورت و ناراحتی است.توقع یعنی انتظار کاری یا امری را از کسی داشتن
ما زمانی توقعی از کسی داریم که بدانیم او قادر به انجام آن کار است.مثلا ما از عقاب توقع شنا کردن نداریم بلکه می خواهیم پرواز کند.

گاهی توقعات ما به جاست و گاهی بی جا

وقتی شناخت ما از خودمان درست باشد توقعی که داریم به جا خواهد بود و شناخت نادرست قاعدتا توقع نابجا ایجاد خواهد کرد.

بهترین نوع توقع متوقع بودن از خودمان است.بر اساس توانایی هایی که داریم و آگاهی از آنها با توقع به جا از خودمان می توانیم پیشرفتهای بسیاری داشته باشیم

خیلی از افراد اینگونه نیستند و  فقط از دیگران انتظار دارند.و دچار غم و ناراحتی می شوند و افسردگی و نا امیدی و احساس قربانی شدن و مورد سواستفاده قرار گرفتن در آنها بیشتر است.

زمانیکه از کسی توقع دارید چند سوال پیش می آید که از خودتان بپرسید:

1-آیا کسی مرا مجبور کرده بود که کاری برای این فرد انجام دهم یا به میل خود انجام دادم؟

2-دقیقا چه کاری برای دیگران انجام داده ام که از آنها توقع دارم؟آیا اصلا کاری کرده ام؟

3-آیا همیشه برای اینکه دیگران هم جبران کارهای مرا بکنند در خدمتشان هستم؟

4-کمکها و خوبیهای من بیش از اندازه است که به حالت وظیفه در آمده است؟

پاسخ این سوالات به شما کمک می کند که دید خود را بازتر کنید.کسی شمارا مجبور به انجام کاری نمی کند و کمک کردن به دیگران انتخاب شماست.

قرار نیست همه مثل هم باشند و قرار نیست چون شما برای کسی کاری می کنید دیگران هم پاسخی بدهند.
زمانیکه خوبیها بیش از اندازه شوند به صورت وظیفه در می آیند و این نقش برای شما شکل می گیرد.نقش انسانی که بر حسب وظیفه به دیگران همه نوع محبتی می کند و هیچ دریافت نمی کند.


هر آن چیزی که در دنیا تعادلش به هم بخورد تنش ایجاد می کند و مهربانی و محبت نیز همین است.
همه چیز را در حد  اندازه ی خودش نگه دارید.

حالا وارد این مسئله می شویم که چگونه توقعاتم را متعادل کنم تا همیشه آرام باشم؟

1- اولین ومهمترین قدم این است که ابتدا

شما باید به فکر خودتان باشید.سلامتی و شادی و تفریح و رفاه شما در الویت است و بعد دیگران

زمانیکه برای خودتان اهمیت قائلید به راحتی میتوانید به دیگران هم اهمیت دهید بدون اینکه ناراحت شوید و توقعی بوجود آید.

در غیر این صورت چون از وقت رفاه خودتان زده اید همیشه گوشه ی قلبتان رنجور خواهد بود.

2-       بپذیرید شما کاری را که برای کسی انجام می دهید از روی میل و رغبت بوده است و برای دل خودتان اینکار را کرده اید و بعد از انجام دادن آن بهتر است فراموش کنید.

3-     این جهان خالقی ناظم و آگاه دارد و اصطلاح ( از هر دستی دهی از همان باز ستانی)گویای این امر است که شما هر قدمی که بر می دارید پاسخش را دریافت می کنید.اگر از شخص مورد نظر نه،از منبعی دیگر دریافت می کنید.

4-      نه گفتن برای شما سخت است و بله ای با اجبار می دهید و منتظر پاسخ می مانید.بهتر است روی عزت نفستان کار کنید و مطمئن باشید درست می شود.

5-     

6-      اگر شما فردی هستید که به دنبال پاسخ و جبران می باشید بدون اینکه از شما درخواست کمک شود اقدام نکنید.بگذارید اول از شما بخواهند و بعد اگر مایل بودید کمک کنید.

7-      شما ذاتا مهربان هستید و مهربانی زیاد شما باعث سواستفاده دیگران می شود.بهتر است این عطوفت را صرف کودکان بی سرپرست و خیریه ها کنید.

و در آخر اینکه هر خوبی و یا کاری می کنید برای دل خودتان باشد و بعد از اتمام آن رها کنید و لبخند بزنید.