من عاشق امروزم،همین لحظه و نمی گذارم فردا نگرانم کند

نمونه هايي از چهارچوب هاي شكل گيري رفتار

تاریخ: 1394/08/05 09:51

كارت يا نقشه شخصي



كارت شخصي چيست؟ «كارت» يا «نقشه شخصي» يا «نقشه فردي جهان» در واقع قلمرويي است كه انسان از زندگي و جهان خلقت براي خود پديد مي آورد و در اين نقشه شخصي كه ما براي خود از جهان ساخته ايم، هر پديده اي جايگاه و معاني خاصي دارد و نكته بسيار مهم در اين سيستم كه نگرش ما را نسبت به جهان نشان مي دهد، اين است كه همه انسان ها يك كارت شخصي يا جهاني مشترك ندارند. مي توان به كارت شخصي، جهان بيني شخصي هم گفت كه شايد براي ما فارسي زبانان مفهوم آن را بهتر برساند. همان گونه كه گفتم جهان بيني هيچ كس مانند ديگري نيست. در كارت شخصي هر فرد، زندگي، پول، خانواده، تحصيل، دوستي و ... هر چيز ديگري كه در اين جهان هستي وجود دارد، مفهوم شخصي دارد؛ حتي زماني كه ما دو برادر دوقلو را با هم از نظر كارت شخصي مي سنجيم، مي بينيم اگرچه اين دو برادر از يك پدر و مادر هستند و در يك خانه بزرگ شده اند، اما جهان بيني آنها با يكديگر متفاوت است. براي نمونه، مقوله ازدواج براي برادر شماره يك نسبت به همين مقوله براي برادر شماره 2 كاملا متفاوت است. هر كدام از برادرها زندگي خود را بر حسب ديدگاه خود نسبت به جهان شكل مي دهد و ما با كمي دقت مي توانيم تفاوت ها را شناسايي كنيم و اينجاست كه متوجه مي شويم خداوند هيچ كس را مانند ديگري خلق نكرده است (ضرب المثلي هم در اين خصوص داريم).

در تعيين اين كارت شخصي، تجربه ها، باورها و ارزش هاي هر شخص بسيار دخيل است و در همين راستا بايد به فيلترهايي نيز توجه كرد كه همگي در كنار هم سبب مي شوند افكار ما به نوعي در مسير خاصي كاناليزه شوند و در واقع، همان جهاني را ببينيم كه خود براي خود ساخته ايم.

براي نمونه بايد گفت دنياي فردي كه در يك ايل عشاير زندگي مي كند و از محلي به محلي ديگر كوچ مي كند و نهايت فعاليت هاي وي دامداري، توليد لبنيات و قالي و گليم بافي است، با دنياي فرد ديگري كه در تهران زندگي مي كند و فعاليت هاي وي در زمينه تجارت بين المللي است، كاملا متفاوت است. در همين خصوص بايد گفت كه از نظر NLP نمي توان گفت كدام يك خوشبخت تر و يا موفق تر هستند.

احساس خوشبختي يا موفقيت هيچ ارتباطي با سطح زندگي، مكان و يا زمان ندارد و نكته مهم هر فرد با مسائل او اين است كه بتوانيم كارت شخصي وي را كشف كنيم و براساس كارت شخصي، مسائل او را ببينيم و در نهايت راه حل ارائه دهيم.

در اينجا نمونه دو نفر را آورديم كه از نظر مكان جغرافيايي و فعاليت كاملا با هم تفاوت داشتند. بايد يادآور شويم كه تفاوت بين اين دو نفر تنها جغرافيا و فعاليت آنها نيست، بلكه بايد به لايه هاي عميق تري از رفتار آنها هم به دقت نگريست كه از نظر هويت، قابليت​ها، رفتار و ... نيز چه تفاوت هايي وجود دارد. در چنين شرايطي ما به اين نتيجه مي رسيم كه حتي دو نفر عشاير كه مي توانند با هم پدر و پسر يا مادر و دختر و يا دو برادر دوقول باشند، از نظر كارت شخصي با هم كاملا متفاوت هستند؛ به همين ترتيب، براي دو نفر كه در پايتخت زندگي مي كنند و به ظاهر، يك فعاليت و يك محيط زندگي دارند، اين گونه است.

من گاهي در كلاس​هايي كه برگزار مي كنم به دانشجوهايم با طنز  اعلام مي كنم همه را با يك چشم نگاه نكنيد و تفاوت قائل شويد. اينكه ما بخواهيم به همه يك طور بينديشيم و همه را مانند هم بدانيم، از نظر آموزش و مشاوره كاملا اشتباه است. از آن اشتباه تر اين است كه بخواهيم همه را آن گونه كه خود ما هستيم، ببينيم؛ يعني تفكر و كارت شخصي خود ما روي مراجعه كننده براي يك مشاوره دخيل شود.

در NLP با روش​هايي كه وجود دارد، مي توانيم به راحتي كارت شخصي فرد را شناسايي كنيم و اگر لازم شد به او مشاوره دهيم، مي توانيم با استفاده از همان كارت شخصي خودش به فرد مشاوره بدهيم.

از سوي ديگر، شناخت كارت شخصي هر فرد مي تواند در همه جا به ما كمك كند. براي نمونه، در ارتباط زناشويي، ما وقتي با كارت شخصي همسر خود آشنا باشيم و بتوانيم آن را شناسايي كنيم، بهتر مي توانيم به نيازها و تقاضاهاي همسر پاسخ بدهيم و يا زماني اگر قصد معامله با فردي را داشته باشيم، با توجه به كارت شخصي او مي توانيم داد و ستد بهتري انجام دهيم.

براي نمونه، ممكن است با شناسايي كارت شخصي يك نفر متوجه شويم براي اين شخص فرزند و همسر ارزش خاصي دارند. از سوي ديگر اين فرد مي خواهد ورزش كند، اما موفق نمي شود. ما مي توانيم با توجه به كارت شخصي به او توصيه كنيم براي حفظ آسايش خانواده بهتر است كه به فكر سلامت خود باشي و ورزش كني.

هرم ديلتز

يكي از شاهكارهاي NLP «هرم ديلتز» است كه برگرفته و تكميل شده هرم نيازهاي «مازلو» است. اين هرم را كه رابرت ديلتز طراحي كرده است و در آن از گريگوري باتسون كمك گرفته است، معرف شكل گيري رفتار است كه در اصطلاح به آن «سطوح رفتار» يا «سطوح منطق» نيز مي گويند.

به طور تقريبي 5 سال پس از شكل گيري NLP ، باتسون و رابرت ديلتز تصميم گرفتند روي پروژه منطق رفتار و NLP كار كنند. در آن زمان بسيار مهم بود كه بتوانند يك سيستم منطقي را كه با دقت كامل به ارتباط بين رفتارها و پارامترهاي مختلف موجود شناسايي كنند؛ سيستمي كه مي توانست پاسخگوي آكادمي هاي مختلف علمي باشد.

در اين سيستم به تمام پرسش هاي مربوط به رفتار پاسخ داده مي شود و مي توان دلايل شكل گيري هر رفتار را شناسايي كرد. هنگامي كه درباره سطوح صحبت مي شود، مي توان به اين موضوع پي برد كه هر طبقه مي تواند از طبقه ديگر عميق تر يا سطحي تر باشد و طبيعي است تاثيرگذاري هر طبقه بر طبقه ديگري و بر رفتار، پيرو قانون خاصي است كه با شناخت كامل اين سيستم مي توان به اين نتيجه رسيد مثلا در يك مشكل كدام سطح را بايد بيشتر بررسي كرد و يا براي ترميم يك مشكل با كدام سطح بايد بيشتر كار كرد.

همان گونه كه مي بينيد، براساس اين طبقه بندي دو سيستم اصلي در شكل گيري رفتار وجود دارد كه سبب مي شود با دو هرم كه از ناحيه راس بر روي هم قرار دارند، مواجه شويم. اين دو هرم، نخست، از يك هرم با راس به طرف پايين قرار گرفته و تشكيل شده است كه دنياي معنوي ما را شكل مي دهد و هرم ديگر كه راس آن بالا و قاعده آن پايين است، خود چند طبقه دارد.

اگر از قاعده شروع كنيم، به ترتيب با طبقات محيط، رفتار، قابليت، باورها و ارزش ها ، هويت و سرانجام رسالت بر مي خوريم.
هر طبقه از سطوح بالا مي تواند با دو طبقه ديگر در ارتباط باشد و هر كدام روي ديگري تاثير مي گذارد.

در NLP تاكيد بر اين است كه رفتار كاملا اكتسابي است؛ مگر آن كه با آزمايش هاي غدد با تنظيم نبودن يك غده و ترشحات نامنظم هورمن ها روبه رو شويم كه آن هم درصد بسيار ناچيزي از علائم هيجانات و احساسات مخرب را تشكيل مي دهد؛ مانند: افسردگي يا ترس، ولي بيشتر رفتارهاي ما از محيط دريافت مي شود. براي نمونه، فردي كه در قطب شمال زندگي مي كند رابطه خاصي با برف و يخبندان برقرار مي كند.
ساكنان اين منطقه از كره زمين انواع برف ها را كه گويا بيشتر از 16 نوع گوناگون است، دارند كه براي هر كدام هم نام خاصي گذاشته اند كه تشخيص تفاوت بين اين 16 نوع برف تنها براي اسكيموها امكان پذير است و ساكنان مناطق ديگر دنيا همه آن 16 نوع برف را به نام «برف» مي شناسند و هيچ فرقي هم بين آنها نمي بينند؛ اين در حالي است كه در مناطق ديگر كره زمين حتي نمي دانند برف چيست؟!